گل من
حرف های جدیدی نمیزد ،همان حرف های همیشگی
و
من مشتاقانه به همان واژه واژه های قدیمی گوش میدادم ،
ساعت ها برایم حرف میزد ولی از صدایش خسته نمیشدم و هر بار گویی صدایش برام جذاب تر میشد .
در میان حرف هایش این جمله را زیاد میشنیدم : زندگی گل است و ما پروانه ایم ...
حالا که مدت هاست حتی دیگر همان صدای همیشگی ، همان حرف های قدیمی را برایم نجوا نمیکنی
پس بگذار من برایت بگویم ، بگذار ساعت های شنی اینبار شاهد حرف های من باشند
و
آرام آرام گذر زمان را به یادمان بیاورند.
بگذار اینگونه برایت بنویسم :
گل من پروانه ات را منتظر نذار...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 16:45 توسط مناجون
|